گردش 1- دربند
سامیار و مهیار عزیرتر از جانم
13 خرداد بود که برای اولین بار به گردش دست جمعی رفتیم اون هم به همراه مامان مرضی, خاله عفت, دینا خوشگله و خاله امیده. چون هوا روبه گرمیه برای همین هم یک جای خوش آب و هوا را برای این گردش انتخاب کردیم و البته این جای خوش آب و هوا محلی در شمال تهران به نام دربنده.
دربند منطقه سرسبز و کوهستانی در شمال تهرانه که در دامنه آن کلی رستوران وجود داره و ما به اتفاق به یکی از این رستوران ها رفتیم. البته همراه شدن با شما کلی برای ما لذت بخش بود, ولی از آنجا که باید شش دانگ حواسمون باید به شماها بود تا خدایی نکرده بهتون بد نگذره (آخه اگر بهتون بد میگذشت با گریه و جیغ و داد کل رستوران را میگذاشتین روسرتون) برای همین هم خودمون نفهمیدیم غذا را چه جوری خوردیم ولی خلاصه اینکه خیلی به ما خوش گذشت تازه کلی هم با دینا خوشگله بازی کردیم عکسها رو ببینین.

آقا سامیار متعجب از اینکه, اینجا کجاست که ما اومدیم.

آقا مهیار خوشجال از اینکه اومده دده.

آقا سامیار در چه فکری هستی مامان جان, الهی دورت بگردم؟؟؟

اشتباه نشه فقط شیشه شیرها برای شماست غذا ها مال ماست!!!!! آقا سامیار نمیخواد از خوشجالی دستاتو بمکی.

این هم یک عکس دست جمعی با دینا خوشگله

دینا خوشگله در چه فکری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


گردش 1- دربند
