فرنی
سامیار و مهیار عزیزم
با ورودتون به شش ماهگی مطابق دستور پزشکتون قرار شد که خوردن غذای کمکی را با یک قاشق چایخوری فرنی شروع کنید. روز اول استقبال چندانی نکردین ولی به مرور زمان کم کم خوشتون اومد تا جایی که فکر کنم بعد از یک مدت سر خوردنش با هم دعواتون بشه. اقا سامیار با میل و رقبت خاصی فرنی را می خورد و مهیار در خوردن فرنی علی رغم ظاهرش (جون تپل تر است به نظر باید بیشتر بخورد) تنبلی می کند.
روزهایی که مامان مرضی پیشمون باشه برای خوردن فرنی هاتون مشکل خاصی ندارین چون به یکی تون مامان مرضی فرنی میدهد و یکی دیگتون را من فرنیش را میدم. ولی امان از روزی که مامان مرضی نباشه و من باید به هر دوتون غذا بدم. اول از همه که کلی بهتون می خندم آخه مثل جوجه ها دهنشون بازه و از مامانشون عذا میخوان شما هم اینحوری میشین هی به دهن هم و قاشق نگاه می کنین تا ببینین کی نوبتتون میشه, امروز که کلی بهتون خندیدم آخه مهیار هی چنگ مینداخت که قاشق از من بگیره و سامیار هم هی میخواست دستشو بکنه توکاسه بلکه زودتر فرنیش را بخورد. از آنجاییکه سامیار عاشق فرنی شده با اینکه سهم خودش را خورده بود ولی بازهم میخواست و نمی گذاشت که مهیار با خیال راحت بخوره بنابراین مجبور شدم وسطا یکی دو قاشق از سهم مهیار بهش بدم تا بالاخره راضی بشه.
عکسهای غذا خوردنتون را ببینین.








فرنی
