سامیار و مهیارسامیار و مهیار، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

گلهای بهشتی سامیار و مهیار

ترس

1390/3/12 20:51
1,062 بازدید
اشتراک گذاری

عزيزای دل مامان

مغوله ترسيدن هم در سن شما جالب و بامزه هستش, ترس از ديدگاه شما ها تعريفش با ما خيلی فرق داره. گاهي شما از چيزهايي که ما ميترسيم, نمي ترسین و گاهی هم به عکس. تازه گاهی با این ترسیدن کلی میخندین و گاهی هم بلافاصله می زننین زیر گریه و نمیشه دیگه آرومتون کرد.

ترس سامیار, مثلا اگه سامیار تو حال خودش باشه و مشغول بازی کردن وقتی که بغلش یک دفعه بگی "پخ" اول میپره و بعدش میزنه زیر خنده, گاهی هم که حسابی تو حال خودش بوده و از پخ کردن ترسیده باشه یکم بغض میکنه و لباشو ورمیچینه و آماده میشه بزنه زیر گریه که با خندیدن ما گریه یادش میره و میزنه زیر خنده. ولی ترسیدن سامیار از خانمی که بهش واکسن می زنه خیلی جالبه روزایی که واکسنشون را می زنیم شبش سامیار خوابش را می بینه و یکدفعه می زنه زیر گریه که من نمی دونم باید بهش بخندم و یا باهاش همدردی کنم.

اما ترسیدن مهیار خیلی جالبه, مهیار هم مثل سامیار میمونه. ولی گاهی از صدای بلند من و باباش هم می ترسه همین دو سه روز پیش که تیم پرسپلیس و سپاهان مسابقه داشت سامیار و مهیار توی حال, مشغول بازی بودند موقع ضربات پنالتی وقتی که پرسپولیس برد بابا شروع به خوشحالی کرد و داد زد "هورا", داد زدن همانا و گریه کردن مهیار هم همان یکدفعه بغض کرد و زد زیر گریه و کلی طول کشید تا آروم بشه و یا دیشب که بغل بابا بود و پای بابا سرخورد و نزدیک بود بخوره زمین. که بخیر گذشت و بابا نگرش داشت. مهیار از زمین خوردن نترسید ولی از داد مامان که ایوای افتادین ترسید و دوباره زد زیر گریه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)