سامیار و مهیارسامیار و مهیار، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره

گلهای بهشتی سامیار و مهیار

توانایی ها و خاطرات جدید

1390/9/5 17:37
1,419 بازدید
اشتراک گذاری

گلهای زیبای زندگیمون, سامیار و مهیار عزیزتر از جانم

دیگه وارد ده ماهگی شدین, فعلا وقت بکنم و شما شیطون ها بگذارین چند تا عکس از شما را توی وبلاگتون آپلود کردم تا سر یک فرصت مناسب یکسری از خاطراتتون را به یادگار بنویسم. پس فعلا مشغول دیدن عکسای قشنگتون بشین.

خانه 1

سامیار: هی منو نگاه کنین زنجیل مستونکم تو دستم و واستادم.

خانه 2

خوب حالا این هم یک خنده خوشگل که آقا سامیار تحویلمون داد. مامان قربونت بره با آن زنجیر پستونکت.

خانه 3

سامیار: اِ اِ اِ داداش منو بدیر من الانه ته بیفتم پایین.

خانه 4

خوب حالا ببینین منو داداشم چه خوشجل واستادیم. ده داداشی تو هم بخند دیده.

خانه 5

اینجا آقا سامیار و مهیار برای اولین بار اومدن عروسی, آقا مهیار متفکرانه و البنه با منش آقایان نشسته ولی آقا سامیار که جای دندوناش هم می خاره فقط به مامان عصمت چسبید و بغل هیچ کس دیگه هم نرفت.

خانه 6

اینجا کلی با کمک خاله عفت آفا سامیار را وادار به خنده کردیم تا بتونیم یک عکس خوشگل مامانی ازش بگیریم.

خانه 8

اینجا دیگه جمعتون جمع شد, دو تا داماد و یک عروس خانم خوشگل

خانه 9

اینجا آقا سامیار یاد گرفته که به تنهایی بلند شه و کنار روروئکش بایستد. فکر کنم قبل از اینکه یاد بگیرید بشینین شروع به راه رفتن کنین.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان کاوه
27 آذر 90 13:33
ای جان............... چقدر شیرین و خوردنی و خواستنین ..........امیدوارم با کاوه م دوستیشون ادامه پیدا کنه.........................بوس خاله