سامیار و مهیارسامیار و مهیار، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

گلهای بهشتی سامیار و مهیار

مهارتهای جدید زندگی (4)

1390/6/15 19:22
1,123 بازدید
اشتراک گذاری

عزیرهای دل مامان و بابا

خوشگلای مامان و بابا, هر چقدر که شماها بزرگ تر میشین کارها و مهارتهای جدید تری هم یاد میگیرید. سامیار گل مان در این چند وقته کلی پیشرف کردی, اول از همه اینکه دو تا دندون خوشگل در آوری و خیلی دوست داری با این دندونا طعم چیزهای مختلف را امتحان کنی. از نون بربری تا میوه ها و البته پای خوشمزه دادشت مهیار. وقتی با اون دستای خوشگلت نون بربری را می ذاری تو دهنت کلی کیف می کنم. تازه یاد گرفتی که سینه خیز می تونی کل خونه را مورد بازدید قرار بدی برای همین من بهت میگم تانک کوچولو چون اینقدر سریع حرکت می کنی که من را یاد تانک میندازی وقتی سفره باز میشه چنان خودت را سریع می رسونی که اگه مواظبت نباشیم رفتی وسط سفره و همه چیز را بهم ریختی. در ضمن کم کم داری کنجکاو تر هم میشی علاقه خاصی به کنترل تلوزیون, گوشی تلفن, موبایل و صد البته ضبط و کامپیوتر پیدا کردی. در ضمن دیگه به راحتی کلمه هایی مثل دده, بابا و به به را بیان می کنی و وقتی که که مامان مرضی را می بینی کلی ذوق و شوق از خودت در بکنی تا مامان مرضی ببرت دده.

اما حالا دیگه نوبت هم که باشه نوبت آقا مهیاره, مهیار روی دستاش بلند میشه و عقبکی حرکت می کنه, گاهی هم دستا و پاهاش را باهم بلند می کنه و همنطور که دمره آنها را تند تند تکنون می ده و فکر می کنه که داره تند تند حرکت می کنه در حالیکه کماکان سر جاش وایساده. مهیار علاقه خاصی به رفتن زیر مبل داره بامزه اول با سرش امتحان می کنه که ببینیه از زیر مبل رد میشه یا نه اگر سرش به لبه مبل بخوره غلت نمی زنه ولی اگر ببینه که سرش رد میشه بلا فاصله غلت می خوره و میره زیر مبل.البته این کار را هم کاملا محتاطانه انجام می ده یعنی به آرامی سرش را یکی دو بار میزنه لبه مبل تا خاطرش جمع بشه که موقع غلت زدن سرش به چیزی برخورد نمیکنه. مهیار هم وقتی مامان مرضی را می بینه کلی دست و پا می زنه و کلی ذوق می کنه تا مامان مرضی ببرتش دده.

و البته در کنار دده بردن مامان مرضی, دده رفتن با بابا برای سامیار و مهیار یک لذت دیگه ای داره, الان هر جفتتون علاقه خاصی به کندن موهای من و باباتون دارین و همچنین از آنجایی که جای دندوناتون میخاره انگشتای من و بابا و یا زیر چونمون جای مناسبی برای گاز گرفتنتونه (البته به استثنای زیر چانه بابا چون ریش داره و نمی تونین گاز بگیرین). در کنار اینها از چنگ زدن (یا به اصطلاح دینا خش انداختن) توی صورتمون هم لذت کافی و وافی را می برین. هر جفتتون عاشق حموم هستین وقتی که لباسهاتون را در می آوریم و می بریمتون سمت حموم چنان ذوق و شوق نشان می دین که نگو و نپرس. توی حموم هم برای رفتن توی وان دست و پا زدن توی آن کلی تقلا می کنین خلاصه اینکه کلی کیف می کنین.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان کاوه
16 شهریور 90 22:15
روی ماه سامیار و مهیار جیگر بوس................خیلی ناز و مامانی هستید....................ممنون خاله عصمت بهمون سر میزنی..................
مامان ماني
19 شهریور 90 12:44
خدا رو شكر بالاخره اومدي كلي نگران شده بودم پسراي گلت و. دخمل ناست رو ببوس
نسیم
19 شهریور 90 12:48
ای جان....بازم دوقلو!! چه نازن ماشالا ماشالا! ما هم دوقلوییم!
مامان ماني
17 مهر 90 12:29
روز جهاني كودك رو به دو نور ديده عزيزم تبريك مي گم
مامان مهسا
24 مهر 90 22:54
کلی خندیدم با خوندن این پست ... با مزه نوشتی عصمت جان .. همیشه در کنار هم شاد باشید انشاء الله ..
مامان کاوه
2 آبان 90 23:49
جان این دوقلوها حسابی گرفتارت کردن که نمیتونی بیای و بنویسی.................