سه ماهگی و تعطیلات نوروز
سه ماهگيتون مصادف با تعطيلات عيد شد و اولين مسافرتتون رفتن به خونه مامان جون و آقاجون در خرمدره بود. توي ماشين داخل کرير هاتون راحت خوابيدين و ما بدون مشكل به خونه آنها رفتيم. فكر كنم بودن با عمه فريبا، عمو يوسف، زن عمو مهين، عمو حسن و آيدا و عليرضا براتون لذت بخش بوده خصوصا اینکه اولین عیدیهاتون را هم گرفتین. در آن مقطع مهیار تازه انگشتای کوچولوش را کشف کرده بود و سخت مشغول آنها شده بود و برای همین سرگرمی خوبی را برای اوقات فراغتش فراهم کرده بود. بعدش هم كه برگشتيم مامان مرضي، خاله عفت، دايي رضا، خاله اميده و دينا خوشگله از مسافرت برگشتن و كلي براتون سوغاتي آوردن. بعد از آنهم يكي دو جا عيد ديدني و گرفتن عيدي. در نهايت روز سيزده بدر و رفتن به پارك جلوي خانه براي بدر كردن سيزده و اولين تجربه شما براي كالسكه سواري در هواي آزاد. يكي دو تا از عكسهاتون را اينجا ميذارم تا اين خاطرات با ديدن عكسها شيرينتر بشه.







سه ماهگی و تعطیلات نوروز
