شب یلدا
گلهای بهشتی مامان و بابا
امروز 22 دی ماهه و من دارم عکس های مربوط به شب یلدا را براتون میگذارم. اولین شب یلدا با حضور شما آقا کوچولوها. از انجا که مطابق برنامه ریزی های انجام شده امکان گرفتن جشن تولدتان, در روز 5 دی فراهم نمی شد برای همین تصمیم گرفتیم که در شب یلدا با گرفتن یک کیک تولد اجالتا این مناسبت را جشن بگیریم (قرار شد تولد تون را با کمی تاخیر در بهمن ماه بعد از فصل امتحانات با حضور همه خانواده جشن بگیریم) در شب یلدا فکر کنم حسابی به شماها خوش گذشت مخصوصا آقا سامیار که تا تونست از میوه, آجیل, هندوانه و ... خورد و ریخت و پاش کرد, البته از این قافله مهیار هم بی نصیب نمود و حسابی این شب را خوش گذراندن.
البته در این شب به تاب بازی و توپ بازی و قایم موشک هم باید اشاره کرد که مامان مرضی برای بازی دادنتون سنگ تمام گذاشت.
حالا یکسری از عکساتون را نگاه کنین.

آقا سامیار و دینا خوشگله کنار کیک تولد برای خاموش کردن شمع تولد

از آنجایی که سامیار تا به حال تجربه برخورد با شمع و شعله را نداشت, وقتی بهش گفتیم شمع را خاموش کن اون هم فکر کرد که چه جوری می تونه این کار را بکنه وقتی که بلد نیست فوت بکنه پس بهترین راه را برای خاموش کردن شمع پیدا کرد. فکر می کنین این راه چی بود. خاموش کردن شعله شمع با گرفتن شلعه در دست کوچیکش. اگه می بینین قیافش یک جوری به خاطر اینه که دستش کمی سوخته. آخییییییییییییی الهی مامان دورت بگرده. البته بگم برای دستش اتفاق خاصی نیافتاد ولی فکر کنم که یاد بگیره دفعه بعد شمع را با دستش خاموش نکنه بلکه فوتش بکنه

با توجه به تجربه حاصل شده توسط آقا سامیار, دینا خوشگله دسته مهیار را گرفته تا مهیار هم اشتباه سامیار را تکرار نکنه. قربون اون مهربونیت برم عسل عمه

بعد که مراسم شمع خاموش کردن به اتمام رسید, فصل هیجان انگیزه روشن کردن فشفشه اتفاق افتاد, قیافه های هیجان زده بچه ها در این بخش دیدنی بود.


در اخر هم گذاشتن کلاه تولد و عکس انداختن و البته در آخر شب بعد از خوردن تمام خوراکی ها, خوردن کیک خوشمزه خالی از لطف نبود.
راستی نگید پس کادو تولدمون کو, قرار شد کادو ها تون در جشن اصلی تولد به شما ها داده بشه. پس تا اون موقع تولدتون مبارک


شب یلدا
