سامیار و مهیارسامیار و مهیار، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره

گلهای بهشتی سامیار و مهیار

بازی های سامیار و مهیار

1390/9/30 17:29
1,499 بازدید
اشتراک گذاری

گلهای بهشتی مامان و بابا

کم کم دارین به یک سالگیتون نزدیک میشین این مدت برای ما چقدر زود و چقدر عالی گذشت واقعا از ته دل خدای متعال را برای بودن در کنار شما سپاسگذارم.

حالا که بزرگ تر شدین از بودن در کنار هم لذت می برین و دارین بازی کردن با یکدیگر را یاد می گیرین.اگر بخواین براتون می گم چه بازی هایی.

اول از همه قایم باشک, هر جفتتون می رین پشت در اتاق و باهم قایم باشک بازی می کنین و کلی هم می خندین

دوم کشتی گرفتن وقتی که حوصله داشته باشین باهم کشتی میگیرین. سامیار دنبال مهیار و بالعکس اونوقت که ما حسابی بهتون می خندیم. آخه یا زورتون به هم نمیرسه و کارتون به مو کشیدن و چنگ زدن می افته که اونوقت گریه اتون می گیره و باید از هم جداتون کنیم و یا یکی از دست اون یکی در میره و دنبال هم میکنین و اونقت خودتون خوشتون می آید و هی می خندین و از خنده شما ما هم به خنده می افتیم.

گاهی اوقات می ذاریمتون توی تخت و اون وقته که میله های تخت را می گیرین و پا میشین و شروع می کنین با هم دالی بازی کردن و یا هی برای همدیگر می خندین و با تکون دادن خودتون توی تخت تاب می خورین (آخه تختتون گهواره ای هست و با تکون دادن خودتون تختتون هم تاب می خوره).نمونه اش همین شنبه (26/09/90) بابا قرار بود که ساعت 4 صبح بره دانشگاه و شماها ساعت 2 شب بود که بیدار بودین من می خواستم برم کمی آب بخورم ولی چون تو تختمون بودین ترسیدم بیفتین برای همین هم گذاشتمتون توی تخت خودتون. در همین حین که برم آب بخورم دیدم صدای قهقه خندتون کل خونه را پر کرده. برگشت نگاهتون کردم, دیدم دارین با هم قایم باشک بازی می کنین. مهیار هی خودش را می ندازه توی تخت و سامیار هم لبه تختش را می گیره و روی پاهای کوچولوش بلند میشه تا بتونه مهیار را ببینه و وقتی که مهیار بلند میشه هر دو تایی میزدین زیر خنده, آنقدر بلند می خندیدین که بابا از اتاق دیگه که خوابیده بود بلند شد و اومد مشغول نگاه کردن به شما ها شد.

چیز جالب دیگه آن وقتی که سر یک اسباب بازی دعواتون میشه و می خواین از دست همدیگر درش بیارین, دعوا و در رفتنهاتون کلی دیدنی و من و بابا توی این وقتها برای اینکه نگین بین ما فرق گذاشتین میشینیم کنار و نگاهتون می کنیم و می خندیم. این وسط اگر کارتون به مو کشیدن برسه اونوقت من و بابا پیش قدم می شیم و از همدیگر جداتون می کنیم.

خلاصه اینکه کم کم دارین آداب بازی کردن و نوبتی استفاده کردن از بعضی از اسباب بازی ها را یاد میگیرین.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

فاطمه مامان صبا
3 دی 90 13:11
وای مردم از خنده ...دوقلو داشتن خیلی بامزه اس......بدم نمیاد چن سال دیگه یه دوقلو داشته باشم
مامان علی خوشتیپ
5 دی 90 7:51
تولدتون مبارک دوقولوهای خوشگل
مامانی درسا
5 دی 90 7:52
دو قلوهای عزیزم تولدتون مبارک ایشاالله هزار ساله بشید . به وب دخملی منم بیان خوشحال میشم .
مامان نورا
5 دی 90 9:09
سلام تولد دوقلو ها مبارك دخمل منم همسن پسملاي شماست
مامان هامان
5 دی 90 9:22
عزیزان من تولدتون مبارک
سمانه مامان پارسا جون
5 دی 90 10:18
تولدتون مبارک عزیزای دلم
مامان رها
5 دی 90 10:34
سلام عزیز دل خاله تولدت مبارک باشه ایشالله که 120000 ساله بشی ناناز خاله به رها هم رای بده کدش 176 است خوشحال میشیم به ما هم سر بزنی از متولدین امروز نی نی وبلاگ اومدم
leila
5 دی 90 11:01
سلام خدا حفظشون کنه . ببوسشون این گلها رو .. راستی تولدشون هم خیلی خیلی خیلی مبارک باشه . انشاء الله که همیشه در پناه حق و زیر سایه و محبت مامان و بابای گلشون باشند .
مامان خورشيد
5 دی 90 13:43
تولدتون مبارك. الهي هميشه در كنار هم شاد و سلامت باشيد